امشب دلی می گرید !

 امشبی را که خرابم از غمت

یاد رویت دلفریبی می کند

گریه های بی امان دارد دلم

با من بی کس غریبی می کند



از چه هستی در پی آزار من

امشبی را که غریب و بی کسم

خانۀ دل را به آتش می کشی

کاش می شد تا به فریادش رسم


سوختم از درد‌ ِ بی درمانِ دل

نیست دارویی که من نوشش کنم

خود بگو این شعله ی سرریز را

من چگونه آه ! خاموشش کنم


تو چه کردی با دل دیوانه ام

بینوا اینگونه هق هق می کند

من که می دانم دل بیچاره ام

تا سحر از عشق تو دق می کند



داغ عشقت آنچنان کرد عاجزم

گریه هم بر زخم دل مرهم نشد

هرچه کردم ، هرچه گفتم با دلم

ذره ای از یاد رویت کم نشد

 

مانده ام آن نامسلمان را گلم

با چه حیله بر رگ خوابش زدند

صورت گلگون از شرم تو را

با چه جرمی نازنین آتش زدند

 

از چه رو اینگونه ای آرام جان

شکوه ها با قلب محزونم کنی

قست ام این است گویا تا ابد

لیلی ام باشی و مجنونم کنی

 

کوله بارت را نبند ای خوب من

فرصتی می خواهم و دیدار تو

هر چه تقدیرم کند بی فایده است

من همیشه عاشقم و یار تو

شوریده افلاکی

انتشار همزمان در سایت رادیو جوان و چند سایت معتبر موزیک کشور :
http://bestmusic63.com/…/shorideh-aflaki-emshab-deli-miger…/
و
http://www.birmusic91.in/23498-Shorideh-Aflaki-Ft-Fatemeh-A…

 

 

 

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

سوختم از درد بی درمان دل نیست دارویی که من نوشش کنم... سلام شوریده جان بسیار زیبا و عمیق بود نگاهتان به خانه دلم موهبتیست که چندی از آن محرومم [ناراحت]

رزمی

سلام جناب شوریده مدتیست از شما بی خبرم امدم که از سروده های نابتان بهره ببرم و در محضرتان بیاموزم همیشه تندرست باشید یا علی مولا.. به کلبه درویشی ما سر بزن منتظرتم..یا علی

سارا

در تلاقی ِ لحظه ی دلتنگ ِ زمان و غم ِ سیّال ِ شب ِ سرد ِ خزان، من ِ بی تو که تا نمی دانم کجا تنهاست در سکوت ِ لحظه های غمزده،دور از تو بودن را می گریَد آرام آرام! پیش بیا از این همه که فاصله است، تو که خوب میدانی تنها دست ِ تو مرهم ِ این های های به جنون نشسته است! تو که خوب می دانی حزن ِ غمگین ِ پیچیده در تار و پود لحظه ها را جز خرامان ِصدایت چاره ساز نیست و نمی شود هرگز! تو که خوب می دانی طعم ِ شیرین خنده هایت با من ِ بیچاره دل چه کرده است! تو که خوب می دانی پیچ و تاب گیسوانت عقل و هوشم را تا نمی دانم کجاها برده است! تو که خوب می دانی درد ِ بی درمان ِ من درمان شَود با گرمی ناز ِ نوازشگر ِانگشتان تو! تو که خوب میدانی تا کجا تا کجا تا کجـــــاها من دچـــارم به جادوی صمیمی ِ چشمان ِمست ِتو! پیش بیا از این همه که فاصله است و به من گوش بده که صدایت می زنم از دل ِ شب.. پیش بیا و بمان این بار برای همیشه.. [قلب][قلب][قلب]

سارا

[گل]سلام بعد مدت ها كه اومدم وبلاگتون همونطوري گرم و دلپذير بود مثل اوايل.اميدوارم حالتون خوب باشه و لب تون خندون و دلتون آرووووووووووووووووم آروم!هرجا هستي موفق باشي دوست خوبم "اميدوارم فراموش نشده باشم"[خجالت][گل][گل]

لیلا

عالی استاد.....عالی...[قلب][قلب]

رویا

خیلی وقته از محضرتون دور بودم. دلتنگه شعرای زیباتون.... [ناراحت]

یلدا

محشر بود استاد ! [دست][لبخند]